السيد هبة الدين الشهرستاني ( مترجم : ميرزاده اهرى )
105
ما هو نهج البلاغة ( در پيرامون نهج البلاغه ) ( فارسى )
تعجب آور نيست اگر حكيم باشد . . . ! ! » . و اما پاسخى كه ما به اين ايراد مىدهيم اين است كه متأخرين علماء دانش خود را از متقدمين گرفتهاند ، و به همين جهت به آنها ( متأخرين ) مىگويند . بيان مطلب اين كه ، علماى متأخرين اسلامى بعد از تعمق و تدبر در آيات خداشناسى و معارف قرآنى ، و آنچه از خطبههاى على ( عليه السّلام ) و سخنان آن حضرت در ابواب توحيد و شئون عالم ربوبى به آنها رسيده بود ، دانش خود را توسعه دادند . چنان كه مىنويسند : روزى « حجاج بن يوسف ثقفى » مسأله جبر را از علماى تابعين ( يعنى شاگردان صحابه پيغمبر ) سؤال نمود . همه با يك سخن به وى پاسخ دادند ، و چون از آنها پرسيد كه مأخذ جواب آنها چيست ؟ همگى گفتند كه از على بن ابي طالب ( عليه السّلام ) گرفتهاند ! « حجاج » هم گفت : آرى آن را از چشمه زلالى آوردهايد . بارى پسر عم پيغمبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) پيوسته علم نبوت و معارف عاليه دينى را به مردم شهر و عصر خود افاضه مىفرمود . ولى مسلم است كه اكثر آنها چنان كه بايد پى به سخنان عاليه على ( عليه السّلام ) نبردند ، بلكه آن را گرفتند و به آيندگان خود سپردند ، چنان كه گفتهاند . چه بسا افرادى كه دانش را گرفته و به داناتر از خود مىرسانند و از اين قبيل است آيات توحيد ، رؤيت بارى تعالى ، و تكلم الهى ، عدل خداوند و آياتى كه حكماى اسلامى در قرون بعدى در بارهء آنها تدبر نموده ، و معارف عاليه آن را كه در عصر صحابه پيغمبر به فكر هيچكس نمىرسيد ، آشكار ساختهاند . روشنترين دليلى كه در اين خصوص داريم جملههائى است كه در خطبههاى ( نهج البلاغه ) است و از حركت زمين سخن مىگويد ، و با